کوچه های بی کسی

متن مرتبط با «این روزها اینگونه ام» در سایت کوچه های بی کسی نوشته شده است

چرا مردم یک جامعه نسبت به هم سرد می‌شوند؟

  • نیلوبلاگ

    در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی،کاستی، طبقاتی و اخوت های صنفی در آن از بین رفته باشند، مردم بسیار آمادگی دارند که تنها بر حسب منافع شخصی شان بیندیشند و بر وفق یک فردگرایی بسیار محدود فقط در اندیشه خود باشند و هیچ دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند.رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایش های فردپرستانه ای مقابله نمی کند،بلکه به آنها پروبال هم می دهد و بدین سان حکومت شوندگان را از هر گونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع محروم می سازد. این گونه حک...

    ادامه مطلب
  • چرا مردم یک جامعه نسبت به هم سرد میشوند؟

  • نیلوبلاگ

    در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی،کاستی، طبقاتی و اخوت های صنفی در آن از بین رفته باشند، مردم بسیار آمادگی دارند که تنها بر حسب منافع شخصی شان بیندیشند و بر وفق یک فردگرایی بسیار محدود فقط در اندیشه خود باشند و هیچ دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند.رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایش های فردپرستانه ای مقابله نمی کند،بلکه به آنها پروبال هم می دهد و بدین سان حکومت شوندگان را از هر گونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع محروم می سازد. این گونه حکومت مردم را در زندگی خصوصی شان محصور می دارد و با سواستفاده از این گرایشی که آنها در جهت جدا نگه داشتن شان از دیگران پیدا می کنند، موفق می شود که آنها را از یکدیگر بیگانه سازد. در جامعه ای که احساس افرا...

    ادامه مطلب
  • برای اینکه "خفه نشم"

  • نیلوبلاگ

    بعضی چیز ها رو "باید" بنویسم نه برای اینکه همه "بخونن" و بگن "عالیه" برای اینکه "خفه نشم" همین ...!!...

    ادامه مطلب
  • ب احترام آمدنت

  • نیلوبلاگ

    کوچه های پاییز،صدای آواز قدمهایت را کم دارد...** بی تو...*آجرهای سوخته ی دیوار ،تنهایی را قاب گرفته اند... * قلبم... تپیدن را گاهی از یاد می برد... قول داده ، تمام قد،به احترام "آمدنت" بایستد... * به احترام آمدنت... گردن تمام بغض ها را می شکنم... سر دانه دانه ی اشک ها را قطع می کنم... جنگل زرد و سرخ پاییز را درست آخر مهر، آتش می زنم... خاکستر بی مهری برجای مانده را ، بار دوش سربازهای مغرور و چشم سپید انتظار میکنم ... اصلا پرده ی همه ی فصل ها را به احترام آمدنت کنار می زنم ... زمینه را رگفرش میکنم... تار وپود فرش های قرمز .. .در این سرما هنوز نفس می کشند... به احترام آمدنت......

    ادامه مطلب
  • حرفهای آرام بخش خدا به بنده اش

  • نیلوبلاگ

    می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود...فقط کافیست خوب گوش بسپاری! و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن! می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگی هایت را از خودت بپرس. و نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! تو باید در هر زمان بهترین باشی. نگران شکستن دلت نباش! میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند. و جنسش عوض نمی شود ... و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ... و تو مرا داری ... برای همیشه...

    ادامه مطلب
  • این روزها....

  • نیلوبلاگ

    این روزها، روزهای جالبی ست... همانقدر که آزارم می دهند، همانقدر هم خشنودم می سازند درونم بسیار آشفته است ولی از این آشفتگی خرسندم احساس می کنم دیگر خودم را نمی شناسم از طرف دیگر حس می کنم تا به اکنون خودم را نمی شناختم... نمی دانم هر چه هست من این احوالات را ارج می نهم بدانم و آشفته باشم بهتر از آن است که ندانم و آرام باشم ... ...

    ادامه مطلب
  • اما قلبم...

  • نیلوبلاگ

    من تمام نشانه های حیات را دارماما قلبــم...مثل ِ حوض کوچکی که ماهی اش راگربه برده است . . .ایستــــاده......

    ادامه مطلب
  • قول داده ام

  • نیلوبلاگ

    قول داده اَم…گاهـــی...هَر اَز گاهـــی...فانـــوس یادَت را...میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم...خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریك پَرسـه میزَنـَماَما بـه هیچ سِتارهی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…خیالَت راحَت ! ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    این روزها | این روزها که میگذرد جور دیگرم | این روزها که میگذرد | این روزها اینگونه ام | این روزهای من | این روزها که میگذرد هر روز | این روزها حال خوشی ندارم | این روزهایم به تظاهر میگذرد | این روزهااا | این روزها افشین