
در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی،کاستی، طبقاتی و اخوت های صنفی در آن از بین رفته باشند، مردم بسیار آمادگی دارند که تنها بر حسب منافع شخصی شان بیندیشند و بر وفق یک فردگرایی بسیار محدود فقط در اندیشه خود باشند و هیچ دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند.رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایش های فردپرستانه ای مقابله نمی کند،بلکه به آنها پروبال هم می دهد و بدین سان حکومت شوندگان را از هر گونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع محروم می سازد. این گونه حک...
ادامه مطلب
در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی،کاستی، طبقاتی و اخوت های صنفی در آن از بین رفته باشند، مردم بسیار آمادگی دارند که تنها بر حسب منافع شخصی شان بیندیشند و بر وفق یک فردگرایی بسیار محدود فقط در اندیشه خود باشند و هیچ دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند.رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایش های فردپرستانه ای مقابله نمی کند،بلکه به آنها پروبال هم می دهد و بدین سان حکومت شوندگان را از هر گونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع محروم می سازد. این گونه حکومت مردم را در زندگی خصوصی شان محصور می دارد و با سواستفاده از این گرایشی که آنها در جهت جدا نگه داشتن شان از دیگران پیدا می کنند، موفق می شود که آنها را از یکدیگر بیگانه سازد. در جامعه ای که احساس افرا...
ادامه مطلب
برايت گفته ام؟ كه چگونه ميان انبوه اين نتوانستن ها چشم مى اندازم ببينم سايه ى صداى تو را مى بينم يا نه. كه يك بار دگر بگويى عيبى ندارد، اين طور نمى ماند. بگويى درست مى شود و زود درست بشود. آخر نميدانم خبر دارى يا نه، روزگارم خيلى به حرف توست. برايت گفته ام؟ كه اين روزها چقدر زود به زود تمام مى شوم. كه روزگار چطور مرا با كِشى بلند به ديوار گذشته بسته. كه هرچه بيشتر به جلو خودم را پرتاب مى كنم، محكم تر به عقب بر مى گردم. برايت گفته ام؟ كه اين روزها به تمام بى پناهى هاى عالم جاى خواب داده ام. انقدر كه گاهى روى تخت براى خودم جايى نمى ماند و روى زمين دراز مى كشم. ...
ادامه مطلب
کســــی چهـ میـــــداند کهـ امـــــروز چند بار فــــــرو ریختمــ از دیدن کســــی کهـ تنهــــــا لباسشـ شبیهـ تــــــــو بود... ...
ادامه مطلب
با گریه می بینم محبوب من خوابه بی ترس و دلشوره این خواب بی برگشت یعنی ازش دورم یعنی ازم دوره چشماش یادم هست وقتی ک می خوابید چشماشو زیبا بست من اشک میریزم از مرگ لبریزم یعنی ک پنجشنبه ست یعنی ک پنجشنبه ست . پنجشنبه ها شعرم پنجشنبه ها دردم پنجشنبه ها سردم پنجشنبه ها بن بست تا آخرین بن بست تا لحظه ی مرگم تا اخر دنیا هرروز پنجشنبه ست . . . دنیای من شعره شعرام پر از درده دردام بی اندازه قلب ترک خوردم با شعر می سوزه با درد می سازه پنجشنبه یعنی درد یعنی قرار ی نیست یعنی کنارم نیست پنجشنبه یعنی سرد. یعنی زمستونه یعنی بهارم نیست . . ای قلب بی تابم هم گریه زاری کن هم ب...
ادامه مطلب
ﻣــــﺮﺍﮐﻪ ﻣﮯﺷﻨﺎﺳﮯ؟؟؟ﺧﻮﺩﻣﻢ. . .ﮐﺴﮯ ﺷﺒﻴــﻪ ﻫﻴـــﭽﮑﺲ. . .ﮐﻤﮯ ﮐﻪ ﻻﺑﻪ ﻻﮮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﮕﺮﺩﮮﭘﻴﺪﺍﻳﻢ ﻣﮯﮐﻨﮯ. . .ﺷﺒــﻴﻪ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﻳﻢ ﻫﺴﺘـﻢ. . ."ﻏﻤﮕﻴﻦ. . .ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ. . .ﺻﺒﻮﺭ. . .ﮐﻤﮯﻫﻢ ﺑﻬـﺎﻧﻪ ﮔﻴـﺮ"ﺍﮔـﺮﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍﺑﻴﺎﺑﮯ. . .ﻣﻨﻢ ﻫﻤـﺎﻥ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺍﻡ. . .ﺷﺒﻴﻪ ﺑـــﺎﺭﺍﻥ ﭘﺎ ﻴﻴﺰﮮ. . .ﺍﺯﺷﻠﻮﻏــﮯﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ. . .ﻭ ﺑﻪ ﺗﻨﻬــﺎﻳﮯ ﻧﺰﺩﻳـﮏ....
ادامه مطلب
وقتی دلت خسته شــد دیگر خنده معنایی ندارد... فـقـط می خندی تا دیگران، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد! وقتی دلت خسته شــد، دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند... فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای! وقتی دلت خسته شــد، دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن ...
ادامه مطلب
پاییز می آید با تمام زیباییهایش با آن خش خش برگهایش با غروب دلگیرش با تلالو خورشید از میان درختها با احساسات بی نظیری که در ما ایجاد می کند پاییز می آید تا بیش از گذشته تنهاییمان را به رخ بکشد پاییز می آید تا بیشتر حسادت کنیم تا بیشتر به یاد آوریم نداشته هایمان.... پاییز می آید تا روزهایمان را کوتاه کند و غم های شبهایمان را طولانی و من امروز محو جاده ای شدم که برگهای پاییزی زیباترش کرده بود محو جاده ای که مرا با خود می برد به دنیایی ناشناخته... دنیایی سرشار از احساسات رنگارنگ.... و شاید دنیایی سرشار از تنهایی.... ...
ادامه مطلب
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. اما اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده. کاش میفهمید اگه برم دیگه رفتم دیگه هیچوقت نمیام...
ادامه مطلب